یادداشت هایی که در باد می مانند

کویریات بهمن قره داغی شاعر و نویسنده

شعر شیرین ، شور و تلخ
نویسنده : بهمن قره داغی - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱
 

 

 

 

 

 

             

 

نگاهی تازه به«طعم روزهای نیامده»سروده "جلیل آهنگرنژاد"
                                         بهمن قره داغی  

 

    
       «   طعم روزهای نیامده» چندی ست در کام عاطفه ام، هی با خودم مزه مزه اش می کنم کتابی با مزه هایی مختلف .!! اکنون که این مطلب را می نویسم حتم دارم حداقل سه بار به حوصله در شرایط شعر، آن را مطالعه کرده ام . ضمن اینکه نقدهایی که در سایت «بلوط» و «کلاغ» و روزنامه «جام جم» نیز درج شده بود ، خوانده ام .بنابراین نمی خواهم از چند و چون آنچه پیرامون اشعار این کتاب نوشته شده مطلبی بیان کنم که در جای خود ، خالی از بحث نیز نیست. فکر کردم بهتر است در مقایسه با دیگر مجموعه شعرهای شاعران کرمانشاه ، مجموعه هایی چون :«راخ» علی الفتی ، «دست های خالی» فرهاد کریمی ،مجموعه شعرهای رادفر ، فریاد شیری و کورش همه خانی ، بابک دولتی و .....و حتا مجموعه شعر های کردی قره تپه و آهنگرنژاد و.... طبقه شعری مجموعه شعر« طعم روزهای نیامده» را ، مشخص سازم که دیدم ممکن است حرف این « یک لا قبا » که تنها از سر علاقه ای که به ادبیات دارد به مذاق کسی که جملگی از دوستان نازنینم می باشند خوش نیاید و آنوقت تصور شود حرمت سفره های عاطفه ای که گاه در کنارشان، لحظه هایی خوش و شاعرانه، سیر مانده ام نگه نداشته ام و....بنابراین بهتر دیدم از نگاه دیگری به این مجموعه نگاهی خیس ریزم که باشد باران فهم ما را، کسی با بغض خویش عوض نکند و به جای رویشی که در نفس این بارش ، به تصویر می بینم، کسی سیلی سیاه و ویرانگری را قاب نگیرد! که اگرچه، جلیل آهنگر نژاد را اهل شعر و ادب و خلوت و خیال ،به عنوان کسی که آگاهانه در وادی ادبیات عابر است و سال هاست در این عرصه ، عرق می ریزد و ادعایی هم ندارد و روزهای نیامده اش، بسیار بسیار بهاری تر از اکنونش خواهد بود – چیزی که در خیلی ها نیست و حسرت اش را دارند – می شناسند و .....اما ...بگذرم .

در طول تاریخ، هر اهل ادبی از زاویه ی دیدی که به شعر نگریسته تقسیماتی از شعر ارائه داشته، که در این جا به درست بودن وغلط بودن این تقسیمات، کاری ندارم ؛که اصولان کار من نبوده و در من، توان چنین کاری نیست. اما نگارنده می خواهد کتاب « طعم روزهای نیامده» را خارج از تقسیماتی که تا به حال از شعر صورت گرفته به تقسیم بندی خودش ببیند و ... براین اساس، شعر به معنای کلی اش را ، به سه گروه تقسیم می نماید : 1- شعر شیرین 2- شعر شور 3- شعر تلخ .

( توضیح اینکه برای هر سه گروه، اصول و مبانی ویژه ای ذکر شده که در قالب سه مقاله پژوهشی ویژه،به زودی ارائه خواهد شد. در این جا تنها اشاره وار به آنها می پردازم)
1- شعر شیرین: شعر شیرین، یعنی همان شعرهایی ست که محصول بی تابی های شاعر است و به طور ناخودآگاه و حادثه وار یعنی در یک بی زمانی مطلق ، در زبان متولد می شوند و بی هیچ واسطه ای در روح جامعه، حلول می کنند و همیشه هیجان لازم را در خواننده اش بر می انگیزانند و ....که در طول تاریخ شعر کهن فارسی، نمونه های بیشماری می توان نام برد وپیداست که این دست شعرها هستند که نام شاعرش رادر حافظه ی تاریخی شعر جامعه،ماندگار می سازند و... این گروه از شعرها درست همان طور که ذائقه ی بیش از 99 درصد جامعه تا یک مقداری از شیرینی را دوست می دارد، دوست دارند یعنی نبودنش را نیاز می برند و به دنبالش می گردند و ....که در « طعم روزهای نیامده» با توجه به اینکه آهنگر نژاد، هنوز جوان است و راه طولانی تا کمال شعری که انتظارش نیز از ایشان می رود، در پیش رو دارد ، شعری از این دست را ،با کمی وسواس نمی توان در مجموعه شعر« طعم روزهای نیامده» یافت و به جامعه معرفی نمود اما بسیار شعر ها در این اثر که، پهلو به شعر شیرین می زنند و به عنوان مثال :

 

گنجشک

دلش را

در پستوی گرم دیوار پنهان می کند

او می پندارد

غروب در گلوی گرم چراغ

-شب شب-

سیاهی می ریزد

[ گنجشک

پر از خیال های قهوه ای است ] (ص 35)


2- شعر شور : که منظور همان شعر هایی است که در آنها جوهری شعری هست و نطفه ی اولیه ی شعر، به شکل شاعرانه و جوششی شکل گرفته، اما پیش از آنکه پخته شود و به کمال برسد از ذهن متولد شده!این شعرها که گاه به پیروی از موج های مریضی که در مقطعی از

 شعر شیرین، یعنی همان شعرهایی ست که محصول بی تابی های شاعر است و به طور ناخودآگاه و حادثه وار یعنی در یک بی زمانی مطلق ، در زبان متولد می شوند و بی هیچ واسطه ای در روح جامعه، حلول می کنند و همیشه هیجان لازم را در خواننده اش بر می انگیزانند و ....که در طول تاریخ شعر کهن فارسی، نمونه های بیشماری می توان نام برد وپیداست که این دست شعرها هستند که نام شاعرش رادر حافظه ی تاریخی شعر جامعه،ماندگار می سازند

 زمان،های و هوی راه می اندازند و گاه به تقلید کورکورانه ای از شعر ترجمه ، شکل می پذیرند و... برای اینکه خواننده داشته باشد ،کوشش های زیادی را باید صرف ساختن اش نمود و ....درست مثل بچه ای که هنوز به نضج تولد نرسیده اما به زور جراحی ، متولدش می سازند و پیداست که این دست از شعرها ، چندان همه گیر نمی شوند و در حافظه ی زمان ، آن جایگاهی را که می باید ، صاحب نمی مانند. درست مثل بسیاری از شعرهایی که شاعران امروز به تقلید از شعر های شیرین شاعران بزرگ و صاحب آب و گل ، تولید می نمایند و....

شعرهایی این چنینی نیز، همانطوری که 50 درصد مردم و کمتر به مقداری از شوری در غذا عادت دارند و لذت می برند و.... ممکن است مخاطب داشته باشندو... که در « طعم روزهای نیامده» این گونه شعر ها به وفور می توان یافت ؛با این تفاوت که هنر و توان و تجربه ی جلیل آهنگر نژاد در بومی سازی و تولید« اساشعر» ویژه و معماری منحصر به فرد در چینش واژه ها و خلق زبانی خاص و... قابل ستایش است. مثلان شعر هایی چون«پشه ای بر سطر ایوب پیاده می شود»،«پرندگان کاج های جهان»،«کنار پنجره آبی سه شنبه»، «کبوتران کلمات» و...


در یک شاید عریان

 پشت سر تمام زبانهای خاموش
 گلویش
 به دست درختی بالاکشیده شده است
- نه !
 دست داری که
 نواده ی درختی است

 این جنازه ی عزیز هر شب
 در خیال خیابان های زمین
 « یاسین » می خواند

 *
 راستی می دانستی
 این قتل زنجیری ندارد
 که به خواب من بسته شده باشد !؟
 پس چرا هر شباین جنازه ی عزیز در من یاسین می خواند
 ( از همیشه های تا هنوز
 از پنجه های چنار پیر همسایه
بوی گلوی عین القضات می آید !...) ( ص 29)
3- شعر تلخ : شعر تلخ ،که درست در مقابل شعر شیرین قرار دارد ، به شعر هایی گفته می شود که عمدان از آدم هایی که شاعر نیستند و ذوق و توان شعری ندارند و تمام بود و نبود گنجینه ی لغاتشان ، تصاویر ذهنشان ،حجم معلوماتشان، کفاف یک شعر به قول خودشان «متفاوت» را نمی دهد و... نه تنها معنای وزن و موسیقی و فرم و ساخت و زبان و عاطفه و... در شعر را نمی دانند و نمی شناسند بلکه حتا از خوانش صحیح یک شعر شیرین هم، عاجز اند و...وعمومان، شعر!! به تعبیر خودشان برای کسب مثلان حیثیت اجتماعی و ارادت به شاعری می سرایند!!! که معمولان شعرشان !! همراه است با استفراغ هضم نشده ی چند شعر از شاعران بزرگ و بلغور چند تئوری نفهمیده از نویسندگان غرب و .... که به راحتی تا دهان باز کنند می توانی  آتها را بشناسی چرا که  همه را جز خود خالی و هیچ شان، قبول ندارند و و تنها هنرشان ، کوچک کردن دیگرانست آنهم به این هدف بلکه شاید قد فهم کوتوله ی خود را به رخ جامعه بکشند و گاهی برخی از آنها که دستی به انبان پول باد آورده ای دارند، مجموعه های چرند و چرند و خالی از هیچ ،چاپ می کنند و .....که خوشبختانه در«طعم روزهای نیامده» شعر تلخی نیافتم .



 

 

 


 
comment محل درج نظرخوانندگان محترم ()