بهمن قره داغی
سریال «یوسف پیامبر(ع)» ساخته فرجالله سلحشور ماههاست که در شبکه یک رسانه ی ملی پخش می شود. سریالی که در مقایسه با فیلمهای تاریخی سینمای دنیا همچون فیلم محمد رسولالله ساخته مصطفی العقاد، فیلمساز مصریتبار هالیوودی، عیسیابن مریم، ساخته زفیره لی، فیلمساز ایتالیایی، ، که نه ، در قیاس با سریالهای دست سوم ایرانی ، که سالها پیش با امکاناتی ناچیز ساخته شده بود و هدفی جز سرگرمی و پر کردن فرصت های پرت بینندگان را نداشتند ، در همه ی جهات از فضا سازی گرفته تادیالوگ نویسی ، نوع گریم که«راستش من تا به امروز نمىدانستم که در مصر باستان، با آن درجه حرارت و گرما، پوشش زنان عبارت بوده از لباسهاى کاموایى یقه اسکى، با دو مانتوى برش خورده و رنگارنگ تا مچ پا ، و مقنعهى بسیار بد فرمى بر روى سر!!!!! و لباس مردان هم البته پیراهنهاى آستین کوتاه برش خورده یا لباسهایى شبیه لباس احرام مسلمانان!! و سر بند زنان هم زینت یافته با مارهاى حلبى نازک و کج و معوجى که هر بیننده ى آگاهى را به خنده وامىدارد....» بسیار ضعیف و پیش مانده تر است . این سریال آنقدر در فضای ذهنی خصوصی کارگردان، خصوصی می شود که دیگر فراموش می کند قصه ای تاریخی در کشوری بیگانه را در فضا و عصری بسیار دور از امروز روایت می نماید و در یک منیت ناآگاهانه و از سر بی دقتی و مخاطب را به هیچ فرض دانستن، صحنه هایی به تصویر می کشید که جای تعجب است مثلا « در صحنهاى که زلیخا میهمانىاى براى زنان صاحب منصب و اشراف مصرى تشکیل مىدهد، گذشته از روش مضحک بریدن ترنج و دست که هیچ تایید و همراهی از جانب بیننده را نه به خاطر زیبایی خدا دادی و ممتاز یوسف که در سریال اثری از آن نمی بینیم و نه شیفتگی زنان مصری و... به همراه ندارد ، که کاردهاى یکدست استیل با دستههاى پلاستیکى!!!!!!! به میهمانان داده می شود که به شهادت تاریخ چاقوهای مصریان سنگهاى تراش خورده ى کوارتز بوده و... »
سازنده این سریال زحمتی برای جمعآوری مطالب مربوط به زندگی این پیامبر بزرگ از متون مختلف حتا خوانش یک باره ی اثر زلال عبدالرحمن جامی بر خود هموار نکرد و شش میلیارد خرج کرد که هیچ ، یکی از قدیمی ترین و اعجاب انگیز ترین قصه های دینی را نیز خراب کرد و در ذهن بینندگان ، تصاویری مخدوش ، غیر واقعی و تحقیر آمیز را به تصویر کشید و تا همیشه حسرتی تلخ در ذهن آفرید .اگر چه خیلی قبل از پخش این سریال ، وقتی شنیدم که قرار است چنین سریالی پخش شود بسیار خوشحال شدم و امیدوار تا اینکه با دقت و حوصله و عشق، اولین قسمت آنرا ا دیدم و باز چندین قسمت دیگر سریال را تحمل کردم و میکنم و از دیدن هر قسمت سریال که گویا سازندگان محترم سریال خیال دارد با این کش دادن های بی مورد، تا پایان سال، بیننده را سرگرم !! سازند، هزار افسوس می خورم که چرا و چرا یکی از دراماتیک ترین داستان های عشقی که تفاهم و همدلی بین انسان ها را با ظریف ترین شیوه به تصویر می کشد و می تواند الگوی عشقی ارزشمندی در این عصر ابری باشد ،چنین ذبح می شود برای منی که سالها و سالها از خواندن و شنیدن این داستان تصویر هایی اهورایی در ذهن داشته و دارم این سریال هیچگونه همخوانی با آن ندارد که انتظار می رفت نویسنده این سریال با مطالعه تاریخی و با همکاری و همراهی تیمی از کارگردانان توانای کشورهای دیگر به ویژه مصر و حتا با نگاهی به مبانی عشقی به ویژه جایگاه زنان در استوره ها و داستان های عشقی و آشنا با شخصیت های بی همتایی در این عرصه چون منیژه، سودابه، شیرین ، ویس، لیلا،رودابه ، سیندخت ، گردیه و .... سریال را می ساخت و اینگونه فیلم نامه را فله ای نمی بست و به تلخ ترین شیوه تصاویری کذایی را بار ذهن مردم نمی داد . جالب اینکه بسیاری از روایت ها با مستندات تاریخی همخوانی ندارد مثلا یوسف را زلیخا شخصا با توجه به خوابی که در جوانی دیده بود در بازار برده فروشان دید و شناخت و خرید در حالی که در سریال بوطیفار یوسف را خریداری نمود و به رسم هدیه به زلیخا پیشکشی بخشید .
این سریال متاسفانه بجای گامی در جهت مبازره با جهل،خرافات، پستی، فساد، دروغ و تزویر ، سکس و ... وقیح ترین واژه ها ،سکسی ترین و کثیف ترین صحنه ها و جملات را را در اوج پرده دری و هنجار شکنی ،به اختیارگرفت .! و سیمای ملی که حتا آلات موسیقی را نمایش نمی دهد و به تصویر کشیدن آنها را دارای اشکال می داند آنرا پخش کرد !!!!!!!! به این جمله زلیخا که در فضایی پر از ابتذال و بی سابقه با آنچه تا کنون در تلویزیون ایران دیده و شنیده ایم توجه کنید : «من میخواهم خودم را در اختیار تو قرار دهم» جمله ای که حتا پیش از انقلاب هم کمتر شنیده می شد در یک فضایی که می بایست سرشار از خدا بود و عشق . عبارت هایی از این دست از زبان زلیخا ( زن ) و بسیاری تصویر سازی ها و .... بیانگر و تایید واقعیت تلخ اضمحلال هستی زن در حرکتهای اجتماعی است. واقعیتی که برفراز کورسوی حرکتهای آزادیخواهانه زنان، تابشی چشمگیر داشته و دارد . این سریال نه تنها به هویت بخشی به زن در عصر امروز کمک نکرد بلکه جایگاه واقعی و تاریخی او را نیز تخریب کرد و زن را به کالایی مصرفی در خدمت اربابانی چون مد، آرایش و مرد تبدیل کرد و اینگونه می نمایاند که نقش اصلی زن ترویج فساد و فحشا است و او کالایی ست در خدمت طبقه حاکم که بهتر بود کارگردان این سریال دوران سلطنت هات شپ ساتنخستین فرعون زن مصر را مطالعه می کرد ،اگر کارگردان این سریال پیش از انکه به کار تولید سریال بپردازد معنای عشق را می فهمید و به نقش معشوقه بودن زنان و هستی آنها در زندگی اجتماعی توجه می کرد بی گمان زن را انگونه که باید باشد و نیست در یک فرصت مناسب که در آن افتاده بوده ( منظورم داستان قرآنی یوسف و زلیخاست که عمری به درانای بخشی از تاریخ را دارد ) به جامعه باز می نمایاند.
کارگردان محترم چرا فکر نکرد مگر دیگرانی که در ادبیات جهان و ایران ، به خلق زنانی ماندگار چون ناتاشا و هلن ( جنگ و صلح)[1] ، آکسینیا ( دن آرام [2]) ، زینائیدا(نخستین عشق)[3] ، آنا سرگی یونا( بانو با سگ ملوس[4])، اولگا و ماشاو ایرنا(سه خواهر[5]) ، آهو خانم[6] ، سیندخت[7]، فرنگیس، مائده و بلقیس و آفاق،عمه تاجی و افسانه، شریفه، و دهها زن جاودانه پرداختند از ما بهتران بودند
چرا اجازه داده می شود و حتا حمایت نیز می شود تا قصه ی زلیخا را چنانکه اشاره شد که از بسیاری جهات جذاب، گیرا و پرکشش است و به خودی خود، برانگیزاننده و کنشگر و یکی از غنیترین قصههای قرآنی است و قابلیت تبدیل شدن به اثری تصویری بی مانند را دارد اینگونه ساده لوحانه حرام می کنیم ؟؟؟!! و شخص زلیخا دختر طیموس که نمونه بی همتایی در زیبایی بوده و در روزگار خود خواستگاران فراوانی از امیران و پادشاهان داشته ودر عصمت و پاکدامنی ، شهره خاص و عام روزگار خود بوده را چنین به ابتذال می کشیم.
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم که عشق از پردهی عصمت برون آرد زلیخا را ... . از این دست کارها نکنیم که می ماند و انوقت ما فردا شرمنده ی آیندگان خواهیم بود در پایان برای آشنایی هرچه بیشتر با مصر باستان توصیه می شود مصر را با در نظر گرفتن دوره های تاریخی زیر مورد مطالعه قرار گیرد : - دوره ثینیتها (سلسله ۱و۲) ۳۰۰۰ تا ۲۶۳۵ قبل از میلاد (۳۶۵ سال)
- حکومت کهن (سلسله ۳ تا ۶) ۲۶۳۵ تا ۲۱۵۴ قبل از میلاد (۴۸۱ سال)
- دوره واسطه اول (سلسله ۷ تا ۱۰) ۲۱۵۴ تا ۲۰۴۰ قبل از میلاد (۱۱۴ سال)
- حکومت میانه (سلسله ۱۱ و ۱۲)۲۰۴۰ تا ۱۷۸۵ قبل از میلاد (۲۵۵ سال)
- دوره واسطه دوم (سلسله ۱۳ تا ۱۷) ۱۷۸۳ تا ۱۵۵۱ قبل از میلاد (۲۳۲ سال)
- حکومت جدید (سلسله ۱۸ تا ۲۰) ۱۵۵۱ تا ۱۰۸۰ قبل از میلاد (۴۷۱ سال)
- دوره واسطه سوم (سلسله ۲۱ تا ۲۴) ۱۰۸۰ تا ۷۱۴ قبل از میلاد (۳۶۶ سال)
- دوره پایانی (سلسله ۲۵ تا ۳۱) ۷۱۳ تا ۳۳۲ قبل از میلاد (۳۸۱ سال)
- دوره بطالسه (اسکندر مقدونی و سلاطین بعد از او) از ۳۳۲ قبل از میلاد تا سال ۳۰ میلادی (۳۰۲ سال)
منابع :
http://javadkalani.blogfa.com 1-
http://www.iran-newspaper.com/1384/840910/html/women.htm2-
3 پی یر ، گریمال . اساطیر جهان: ادیان ماقبل تاریخ، مصر، امپراطوری های شرق نزدیک باستان، سرزمین های سامی غربی . ترجمه : ، مانی صالحی علامه . ناشر: مهاجر . تهران 1384
4- برندا، اسمیت ،مصر باستان. مترجم : آزیتا یاسایی . ناشر: ققنوس . تهران 1386
5- الیزابت ، آدامز . مصر باستان . مترجم : علیرضا توکلی صابری .ناشر: دریای لعل. تهران 1383
[1] - تولستوی لئو نیکولایویچ (1828-1910) . جنگ و صلح ، نشر : سروش. تهران 1381
[2] - شولو خوف، میخائیل . دن آرام دوره دو جلدی ، ترجمه : احمد شاملو نشر : مازیار ، تهران 1383
[3] - تورگنیف ، ایوان . نخستین عشق ، ترجمه: ولی الله شادان . ناشر: فرزان روز . . تهران 1381
[4] - چخوف ، آنتوان پاولوویچ . بانو با سگ ملوس ، ترجمه : عبدالحسین نوشین . ناشر: نگاه . تهران 1384
[5] - چخوف، آنتوان پاولوویچ . سه خواهر ، ترجمه: کامران فانی و سعید حمیدیان ، ناشر :قطره ، تهران : 1386
[6] - افغانی، علی محمد. آهو خانم ، ناشر: دنیای دانش . تهران 1386
[7] - سیندوخت مادر رودابه
محل درج نظرخوانندگان محترم ()