یادداشت هایی که در باد می مانند

کویریات بهمن قره داغی شاعر و نویسنده

سریال « مرد هزار چهره » تخریب فرهنگ ایرانی
نویسنده : بهمن قره داغی - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤
 

بهمن قره داغی

B_gharehdaghi@yahoo.com

     سریال «مرد هزار چهره»  که طرح قصه اش  براساس برداشت ناقصی از قصه ای به نام «پخمه»

  نوشته محمد نصرت مشهور به « عزیز نسین» ترکیه ای با ترجمه رضا همراه  ( یا « کوره که چه له » در فلکلور کُردی  )  که او را همیشه اشتباهی می گیرند  و در مسیر زندگی اش همواره اتفاقات تلخ و شیرینی را تجربه می کند ، نوشته شده  و  می توانست  توصیف زلال و کالبد شکافی درستی  از سیستم بی نظم و بیمار گونه اجتماع و  محیطی باشد که همه ما کم و بیش با آن آشنا هستیم.  این سریال سیزده قسمتی در جامعه رسانه محور ایرانی با برنامه و هدف ! ،  به   تخریب  چهره ی قدسی  شعرا، هنرمندان و روشنفکران  پرداخت و همه آنها را  اهل منقل و وافور و توهم و خیال فرض کرد .همهگی به خوبی آگاهیم که  شعر اصیل ترین هنر ایرانیان به شمار می رود و  بخش پر رنگی از افتخارات ایران  را فرهنگ زلال ریشه دارش تشکیل می دهد به گونه ا ی که در عرصه ی بین المللی این کشور ،مادر ادبیات جهان به شمار می رود و در کارنامه خود، بزرگانی که چهره های بی همتایی چون مولوی ، خیام ، نظامی ، حافظ  و... دارد که هر یک از آنها در ماندگاری و غنای هر چه بیشتر و معرفی فرهنگ این کهن سرزمین ، حق آب و گل دارند . به راستی اجازه پخش سریال ضعیف و پر از لودگی « مرد هزار چهره » جای تاسف است وباور داریم  آبادانی خرابه های این سریال در این مملکت ، به زمان زیادی نیاز دارد  و کم و بیش زخم التیام یافته ی حمله ی   ویران گر مغول را ، چنگ انداخت  و حافظه ی تاریخی تلخ جامعه ی فرهنگی را بیدار کرد و آزار داد  .

      در همه ی جوامع دنیا ، شاعران را نماد فرهنگ و ادب آن جوامع  می دانند و به اشکال گوناگون ارج می نهند و می ستایند  و از پایگاه و جایگاه ویژه ای برخوردار می باشند . ما در این دیار چنین انتظاری را منتظر نمانده ایم و تنها  تهمت  زدن و پریدن  به این شاخ و آن شاخ و عظمت ها را حقیر و حقارت ها را عظیم جلوه دادن نمی خواهیم  . در این میان جالب است و تاسف بار که با ساده انگاری و عدم فهم تفاوت بنیادین طنز با هجو ، گروهی از عالی ترین چهر های هنری یعنی شاعران را ، پوچ انگار و پرت و بی مایه معرفی  کنیم  و با وقیح ترین شیوه  نه تنها ادب و هنر  جامعه را هیچ انگاریم و به جایگاه اساتید و بزرگان ادبیات هم حمله ور شویم و ، جمع  جماعت بزرگان را ، ساده لوحانه و   پوچ  معرفی نماییم  به طوری که آن اجتماع  حتی قدرت تشخیص   یادداشتی بی منطق ، بی مفهوم ، بی مایه و پرت و پلا را  با خوانش هایی چندش انگیزِ چندین و چند بار ، نفهمیده  احسنت و آفرین بفرستند  و راه را از چاه نشناسانند . !!

   چگونه است در یک فضای نظامی یکی هست تا کج روی  ها   و به خطا رفتن  های مرد هزار چهره را نوعی یاد آور شود و آنوقت بزرگان فرهنگ و ادب مملکت را اینگونه معرفی کنیم .

چرا باید اجازه داد به جامعه معلمان  توهین شود . اگر معلم جامعه آنگونه است که در سریال معرفی شد آنهم در جایگاه  دبیری که 30 سال خدمت کرده و... پس چرا  جامعه  بچه هایشان را   به مدارس می فرستند  ؟

     بزرگداشت مقام معلم مگر تنها  به هفته معلم اختصاص  دارد ؟  چرا در آن هفته  او را پیامبر و ... معرفی می کنیم و... امروز  به تماشا گران که عموما  وجوانان و نوجوانان  هستند  با جملاتی کذایی او را اینگونه معرفی می کنیم . بنابراین ضمن باور به دردی چنین عمیق و ماندگار، از تهیه کنندگان این سریال می خواهیم در برنامه ی  ویژه ای  از جامعه ی فرهنگی و فرهنگیان جامعه پوزش بطلبند و گرنه با پخش بی هنگام  فیلم ها و  سریال هایی از این  دست (نیما،  شهریار ، و ... )  باد از پی باد خواهد آمد و  و کوچه را به بیابان  و بیابان را به قبرستان بدل خواهد  ساخت .

 

 

 

 



 


 
comment محل درج نظرخوانندگان محترم ()